اشعار عامیانه تویه درواری

اشعار عامیانه ذیل اشعاریست که در فرهنگ عامیانه مردمان تویه دروار وجود داشته  و  مخصوصا مرحوم کربلایی تقی فولادیان(محمد زمان)  با لهجه شیرین خود  در مجالس مختلف محلی آنها را  خوانده و موجب ایجاد شادی و شعف در مردم می شد :


 کجا رفتی گل هر روزه من – کجا رفتی نماز و روزه من

کجا رفتی که جایت مانده خالی – بده دستمال دستت یادگاری


اگر بار گران بودیم و رفتیم – اگر نا مهربان بودیم و رفتیم

شما در خانمان خود بمانید – که ما بی خانمان بودیم و رفتیم


لب حوض بلوری مسکنت نیست – محبت های سابق بر دلت نیست

به قربان محبت های سابق – فراموش کرده ای یا خاطرت نیست


الا اسب سمند بار تو قنده – بزن جولان که منزل پای بنده

بزن جولان هر قدر می توانی – دلم پهلوی  آن قد بلنده


کبوتر  بر  لب  بام  شمایم  -  همین  امشب به مهمان شمایم 

همین امشب مرا عزت بدارید - که فردا شب خدا داند کجایم


الا  دختر  که  با بایت  فقیره  -  به  زیر  چادرت  نیم من  فتیره

به هر که می رسی یک لقمه می دی - به ما که می رسی میگی خمیره


الا دختر تو را میخوام چی میگی- چرا بر مادر پیرت نمیگی

اگر بر مادر پیرم بگویم- مرا به تو نمیدن تو چه میگی 


درختان سایه دارن ما نداریم – جوانان نامزه دارن ما نداریم

بریم پیش خدا یک دم بنالیم – همه گل دسته دارن ما نداریم


دلم می خواد که دلسوزم تو باشی – چراغ و شمع و پی سوزم تو باشی

دلم می خواد که در شبهای مهتاب – همان ماه دل افروزم تو باشی


نگاری در سفر دارم خدایا- دو دیده پشت در دارم خدای

دو چشمم کور شد یارم نیامد- نه نامه نه خبر دارم خدایا


الا دختر به مرگ یک برارت – مکش سرمه به چشمان خمارت

مکش سرمه که بی سرمه رشیدی – کبابم کردی و سیخم کشیدی


نگارم بر لب بام آمد و رفت – دوباره بر تنم جان آمد و رفت

فلک نگذاشت تا سیرش ببینم – مثال عید قربان آمد و رفت


ساعات کار حاج حسین فولادیان(طبیب سنتی در زمینه درمان آسیبهای وارده به استخوانها و رگها)

   ساعات کار حاج حسین فولادیان به علت بیماری  که به ایشان عارض شده  کاهش یافته و صرفا از ساعت 9 صبح تا 2 بعد از ظهر می باشد. ضمنا ایشان از کلیه عزیزان بزرگوار  تقاضا دارند  در غیر این ساعات به ایشان مراجعه ننموده  و برای هما هنگی دوستانی که از راههای دور تشریف می آورند  صرفا با شماره تلفنهای  09196688576 و 9124312267 0 تماس حاصل فرموده و شماره تلفنهای دیگر را اشغال نفرمایند.

کارکرد خلاقیت و کار آفرینی  در تویه دروار!

    این روزها کار آفرینی وخلاقیت در محافل علمی و رسانه های جمعی بسیار مطرح شده  دلیل این موضوع این است که به علت افزایش بی رویه  جمعیت و رشد سریع علم  و فناوری ومحدودیت  منابع وامکانات دیگر، کسب وکارهای گذشته به لحاظ کمی وکیفی پاسخگوی نیازهای کنونی بشر نبوده و در این شرایط خلاقیت به عنوان توانایی ویژه نوع بشر می تواند راهگشای حل  این نوع ازمشکلات  بشر از جمله بیکاری باشد بدیهی است خلاقیت و نو آوری مستلزم خرق عادت و استفاده وتلفیق منابع موجود وفرصتها وموقعیتها و مدیریت کارآمدوتلاش مداوم و مقاومت و پذیرش شکستها است و اانسانهایی با نو آوری و کارآفرینی موفقیتهای ویژه ای را کسب نموده وموجب اشتغالزایی و در آمد زایی برای خود ودیگران گردیده اند در این راستا سعی شده تا کسب و کار هایی که در منطقه تویه دروار وجود داشته ویا امکان ایجاد آن وجود دارد  و امکان نوآوری  و فعالیت در آنها به نوعی میسر است به همراه اسامی برخی از کارآفرینان  در این مقال معرفی گردد  به این امید که  در حل  مشکلات اندکی  راهگشا بوده و دوستان و دلسوزان نیز  در این راه ما را یاری نموده وتخصص و تجربه خویش را با دیگران به اشتراک بگذارند، تا برگ سبزی باشد پیشکش به روح انسانی و یا سرای جاودانی،  به قول حافظ:( هر کو نکاشت مهر وزخوبی گلی نچید/در رهگذار باد نگهبان لاله بود)
1)کاشت زعفران: زعفران به عنوان طلای سرخ شناخته شده ودارای ارزش ویژه اقتصاذی ودارویی و غذایی است که نیاز آبی بسیار کمی داشته که  در فصول پرآبی است و نگهداری از آن تقریبا  مشابه سایر سبزیجات بوده و فقط برداشت آن سخت است و اخیرا  توسط دو نفر از اهالی سخت کوش  به نامهای آقایان موسی  و محمود ناصحی کشت شده که محصول خوبی را بر داشت کرده اند.
2)پرورش ماهی قزل آلا:ماهی قزل آلا دارای سه گونه بوده که نوع موسوم به رنگین کمان به علت سازگاری بیشتر مورد توجه می باشد.این ماهی دارای دو نوار رنگی در دو طرف بدن خود بوده و تقریبا تمام بدنش پوشیده از خالهای تیره رنگ است و می تواند تا 70 سانتیمتر قد و7 کیلوگرم وزن داشته باشد و به جهت حساسیت کم به نوسانات حرارت آب و اکسیژن ومواد غذایی و سازگاری بالا با محیط دارای ارزش اقتصادی ویژه بوده و منطقه تویه دروار به علت برخورداری از چشمه ها و قنوات متعدد مستعد فعالیت در این زمینه می باشد چنانکه چندین سال است که این کسب و کار توسط دو نفر از اهالی به نامهای آقایان محمد علی وفایی نژاد و مرحوم شعبانعلی بهادری راه اندازی شده و به بهره برداری رسیده و حتی پس از فوت مرحوم بهادری توسط فرزندان ایشان ادامه داده شده  و اخیرا یکی از اهالی در خصوص ماهیان گرمابی که در آبهای ساکن نیز امکان پرورش دارد سر مایه گذاری نموده است.
3)پرورش گیاهان دارویی .........
4)برداشت باریجه..........
5)طرح گردشگری (اقامتگاه،مجتمع تفریحی، رستوران،قهوه خانه،..)......
6)پرورش گل ........
7) تولید عرقیات گیاهی .....
8)گلخانه ......
9) پرورش زنبور عسل ......
10 ).......

تصاویری از آثار تاریخی تویه دروار بخش دوم















تصاویری از آثار تاریخی تویه دروار بخش اول















از آقای مهندس رسول فولادیان به جهت زحمات ایشان در تنظیم و تثبیت این عکسهای زیبا در وبلاگ کمال تشکر را داریم.

حشاشین در تویه دروار

  حشاشین نامی است که معاندان  مسلمان  حسن صباح بر پیروان او نهاده اند و خود حسن صباح بر کیش اسماعیلیه از شاخه نزاری بود که از شعبات مذهب تشیع محسوب می شود. در مورد عقاید ومنش آنان  اخبار ضد ونقیض زیادی  مطرح شده اما اجمالا  می شود گفت که  آنان عقیده داشتند که اسماعیل به عنوان فرزند بزرگ امام جعفر صادق ("ع)جانشین ایشان بوده وخود امام صادق (ع)نیز به این موضوع تصریح داشته است اما چون اسماعیل پیش از امام صادق  وفات یافت این عقیده در بعضی از ایشان پیدا شد که اسماعیل غیبت نموده و در آینده ظهور خواهد نمود و تا آن لحظه امامت در فرزندان وجانشینان اسماعیل باقی می ماند. اسماعیلیان اگر چه در بسیاری از عقاید از جمله ولایت ومحبت امام علی (ع)  و تکیه بر عقل و دینداری عاقلانه با شیعه به معنای خاص مشترکند اما به دلیل  اینکه امامان ایشان بعد از امام صادق همچون سایر افراد بشر مصون از خطا نبوده و  بعضا غرق در باطنی گری  و تفسیر های خود سرانه از قران ومنابع احکام  و یا فساد اخلاقی گشتند این مذهب را  دچار انحرافات عمده وعدیده ای نمودند .

حسن صباح در کتب تاریخی به عنوان مردی بسیار دانشمند و زیرک و کاردان توصیف شده که تاسن 35 سالگی در دولت سلجوقیان به عنوان کارمند دیوانی مشغول به کار اداری بوده ودر پی اتفاقاتی از کار دیوانی کناره گرفته و با نماینده دولت فاطمیان مصر در ایران آشنا شده و توسط وی با دولت فاطمی مصر مرتبط گردیده وبه دربار ایشان سفر نموده و تحت تاثیر تعلیمات و عظمت دولت ایشان قرار گرفته و با نبوغی که از خود نشان داده خود به عنوان نماینده دولت فاطمی مصر و مروج عقاید این دولت اسماعیلی مذهب به ایران بازگشته  و بعد از سفرهای متعدد به اقصی نقا ط ایران وترویج مذهب اسماعیلی  و یافتن پیروان متعدد با زیرکی تمام قلعه الموت (آشیانه عقاب) را از یکی از امرای آن زمان خریده و حکومتی را بنیان نهاده که علی رغم کمی رعایا به مدت حدودا سیصد سال بر کوهستانهای ایران و بعضی از کشورهای دیگر حکومت می نموده و تاثیرات عمده ای بر جریانات تاریخی آن زمان از جمله عزل ونصبهای دولتی و جنگهای صلیبی  بر جا ی نهاد ،این دولت دارای پیروانی بود بسیار زیرک و دانشمند وبا توان نظامی بالا ومتخصص در مهندسی آب و سازه و زراعت ، به طوری که هنوز برخی از تدابیر ایشان در تهیه آب و غذا برای قلاع تحت فرماندهی ایشان داستان رایج است .

قلعه های کوهستانی به عنوان پایگاه اصلی ایشان  محسوب می شد که از جمله این قلاع مستحکم و راز آلود  ،قلعه تاریخی گرد کوه واقع در بخش آباد  دامغان و  سر حدات مراتع  تویه دروار  و همینطور قلاعی است که در  برخی  از مناطق  تویه دروار از جمله گیو تنگه واقع شده  که به عنوان آخرین پایگاههای  این گروه  نهایتا بر اثر حملات پی درپی مغولان و به دست هلاکو خان مغول سقوط کرد. از جمله اعمال این گروه که  به عنوان آخرین حربه در جهت پیشبرد اهداف به کار گرفته می شد ترور معاندان بود که با توجه به اینکه حسب اطلاعات موجود  پیروان و دشمنانی در تویه دروار یافته بودند در این منطقه نیز سبب پیدایش حوادثی گردیدند از جمله تعدادی از اهالی را به قتل رساتده وتعدادی دیگر را برای ترور دیگران به کار بستند به عنوان مثال شخصی به نام محمد درواری  با همکاری محمد دامغانی در سال 526 ق ابوسعد محمد بن نصر بن منصور الهروی ،قاضی شرق وغرب را در همدان به قتل رساند و   یا در گیریهای  زیادی  با  مردم  این  منطقه  من  جمله  سادات  برسر عقیده ( با توجه به دوازده امامی بودن سادات ) و یا غذا داشته اند.

حشاشین در خارج از ایران بسیار بیشتر از ایران مطرح شده اند به طوری که واژه اساسین(ASSASSIN) در انگلیسی ،به معنای انجام دهنده ترور از نام ایشان گرفته شده و غربیها در مورد ایشان  داستانها وفیلمها   رمانها وبازیها ی  رایانه ای ساخته و پرداخته اند که از جمله داستانهای بسیار معروف داستانی است که  مارکو پولو سفر نامه نویس معروف غربی در سفرنامه خود نقل نموده که  البته در صحت آن مناقشه شدید است و برخی از جمله این باغها را منطقه گیو تنگه تویه دروار دانسته اند که در ان زمان تحت زراعت و بهره برداری ایشان بوده  است، این داستان به شرح ذیل ذکر گردیده: 

به دستور رهبر حشاشین به گروهی از جوانان ماده مخدر می‌خوراندند و در حالت بیهوشی آنان را به باغی بسیار زیبا منتقل می‌کردند که در آن جویهای شیر و عسل جاری بود و دختران زیباروی در آن به دلبری مشغول بودند. پس  از گذشت چندین روز از سکونت جوانان در این بهشت ساختگی دوباره به آنان داروی مخدر خورانده و به نزد رهبر گروه می‌بردند. در این هنگام رهبر از آنان می‌پرسید که: "کجا بودید؟" جوانان همگی پاسخ می‌دادند: "در بهشت!" سپس رهبر حشاشین به آنان می‌گفت که به خواست من بود که شما وارد بهشت شدید و اگر می‌خواهید دوباره به آنجا بروید باید آنچه را که من امر می‌کنم به جای آورید. در این هنگام جوانان برای ورود دوباره به بهشت حاضر به هر گونه جانفشانی برای رهبر خود بودند.


وجه تسمیه چهل دختر

برخی از دوستان گرامی پرسیده اند که چرا به بنای چهارطاقی دروار ،چهل دختر می گویند؟

در پاسخ باید گفت که حسب ظاهر و با توجه به اطلاعات موجود ،به نظر می رسد اصولا بناهایی  که مربوط به دوران قبل از اسلام بوده ودر نام خود کلمه دختر را دارد مر بوط به ایزد بانوی آبها ونماد باروری یعنی آناهیتا (به باور مردمان آن دوران )باشد و استفاده از کلماتی مثل چهل ویا هزار در فارسی نیز برای نشان دادن بزرگی موضوع است چنانکه در زبان مردم نیز رایج می باشد.